تبلیغات
LoVe

کد قفل کردن راست کلیک

جلوگیری از کپی کردن مطالب

ابزار هدایت به بالای صفحه

نویسندگان
ابزاروبلاگ



علی : خانومت و دختر کوچولوت چطورن؟


دانیال : خوبن. اتفاقا معصومه و پارمیدا هم خیلی دوست دارن تو رو ببینن.



علی : آره منم همینطور. آخ که اگه من اون پارمیدای نازتو ببینم، می نشونمش توی بغلم و یه دل سیر ماچش می کنم و حسابی اون چشمای قشنگشو می بوسم.



وای که چه موهای لختی داره پارمیدا.

آدم دوست داره دستشو بکنه لای موهاش. با اینکه فقط

عکسشو دیدما، ولی عاشقش شدم. وای که این پارمیدا

چقدر ناز و خوردنیه! باور کن ببینمش اصلا نمی ذارم

از توی بغلم تکون ...

دانیال : ببین ادامه نده. پارمیدا اسم زنمه! اسم دخترم معصومه ست!



[ سه شنبه 1391/06/28 ] [ 01:57 ب.ظ ] [ Maryam ]
درباره وبلاگ

نظر یادتون نره
آمار سایت
عاشقهای امروز : نفر
عاشقهای دیروز : نفر
كل عاشقها : نفر
عاشقهای این ماه : نفر
عاشقهای ماه قبل : نفر
نویسندگان عاشق: عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
mouse code|mouse code

كد ماوس